به مادر قول داده بود بر می گردد … چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت : بچه م سرش می رفت ولی قولش نمی رفت … بیشتر »
آرشیو برای: "اسفند 1396, 22"
الهی ! نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد ، نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چوگدا بر سر راهی کس به غیر از تونخواهم ، چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی ،الهی… بیشتر »
آخرین نظرات